مهدی بلاگ http://mehiblog.tarlog.com/category/31/ fa زندگی نامه حضرت هوشع http://mehiblog.tarlog.com/post/15/ <p>حضرت هُوشَع (ع) که بود؟<br>حضرت هوشَع (علیه السلام) از پیامبران الهی است که بر قوم بنی اسرائیل مبعوث گردید. نام حضرت هوشَع (ع) در قرآن کریم نیامده، ولی در انجیل برنابا با تلفظ «هُوشَع» و در کتاب هوشع نبی (علیه السلام) با تلفظ «هُوشَع» از او یاد شده است.(1) در انجیل برنابا آمده است که حضرت هوشَع (ع) امیر سِبطِ نفتالی بود (2) و محل اقامت او در نزدیکی کوه کَرمِل (در شمال غربی فلسطین).<br><br> <br><br>حضرت هوشَع (ع) چهارده سال عمر داشت که ارثیه ی خود را فروخت و به فقرا بخشید و به خدمت حضرت حَجَّی (علیه السلام) رفت. هوشع نبی بسیار به تلاوت تورات و صدقه دادن علاقه مند بود تا آن جا که برای او جز دو جامه باقی نماند و چنان شد که روزی دزدان سوریه دست یغما بر سرزمین فلسطین گشوده، پسر بیوه زنی را به اسارت بردند و به طور اتفاقی در آن وقت، هوشَع (علیه السلام) برای گردآوری هیزم به صحرا می رفت که به آن بیوه زن برخورد که می گریست و از ماجرا خبردار شد.<br><br> <br><br>پس حضرت هوشَع (ع) خود را به بردگی فروخت و بهایش را به آن بیوه زن که از واقعه ی اخیر بی خبر بود، داد و او فِدیه پرداخت و پسرش را آزاد ساخت. اما خریدار هوشَع (علیه السلام) او را با خود به منزلش در بیت المقدس برد. حجی نبی (علیه السلام) از غیبت هوشَع (علیه السلام) دلگیر شد، پس فرشته ی خداوند او را آگاه ساخت و حجی (علیه السلام) سخت گریست و سپس به همراهی دو تن از شاگردانش به سوی بیت المقدس روان شدند و در دروازه شهر حضرت هوشَع (ع) را دیدند که باری از نان بر پشت دارد تا به کارگران تاکستان آقای خود برساند.<br><br> <br><br>آن گاه حَجَّی (علیه السلام) با هوشَع (علیه السلام) به خانه آقای او رفت و چون آن مرد حجی را شناخت، خشنود شد و گفت: فرخند باد خدای ما که پیغمبر خود را به خانه من فرستاده است و خواست که دست حَجَّی (علیه السلام) را ببوسد، اما حَجَّی (علیه السلام) فرمود: ای برادر، دست غلامی را که خریده ای ببوس، زیرا او بهتر از من است و سپس به تمام ماجرا او را خبر داد و آن مرد هوشَع نبی (علیه السلام) را آزاد کرد.(3)<br><br> <br><br>مزار حضرت هوشَع (ع)<br><br>از سال های پایانی عمر حضرت هوشَع (علیه السلام) و مدفن او اطلاعی در دست نیست، اما مزاری منسوب به حضرت هوشَع (ع) در غرب اردن وجود دارد. این بقعه در شهرک «زی» در نزدیکی شهر «سَلْط» در غرب اردن واقع شده است. عمارت بقعه مبارکه، بنایی ساده از لاشه سنگ و ملاط گچ است و دو گنبد کوچک دارد که در زیر یکی از گنبدها، قبر منسوب به حضرت هوشَع (علیه السلام) به طول 10 متر و ارتفاع 1/20 متر قرار گرفته است. در کنار این بقعه مسجد و کتابخانه ای نیز به تازگی ساخته شده است.<br><br> <br><br>انتساب این بقعه به حضرت هوشَع پیغمبر (علیه السلام) بر اساس اطلاعات بومی است و سند مستحکمی در این باره وجود ندارد و شاید به همین دلیل است که برخی از زائران، این مقبره را به حضرت یوشَع بن نون (علیه السلام) ــ وصی حضرت موسی (علیه السلام) ــ نسبت می دهند و حال آن که حضرت یوشَع (علیه السلام) در کوه های شمالی فلسطین به خاک سپرده شده و این اشتباه شاید به دلیل شباهت تلفظ «هُوشَع» و «یُوشَع» پیش آمده است.<br><br> <br><br> -------------------------------------------------<br>پی نوشت ها :<br>1ــ انجیل برنابا، 2/187، 5، 11؛ 5/67؛ کتاب هوشع، 1/1.<br>2ــ سبط نفتالی، یکی از اسباط دوازده گانه ی بنی اسرائیل است.<br>3ــ انجیل برنابا، 1/187ــ 34.<br>منبع: رامین نژاد؛ رامین، (1387)، مزار پیامبران، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ اول.<br><br>منبع : rasekhoon.net</p> Thu, 03 Aug 2017 08:17:26 UTC http://mehiblog.tarlog.com/comments/15/ آرزو و مرگ از نگاه امیرالمومنین علیه السلام http://mehiblog.tarlog.com/post/14/ <p>مرگ ‌یکی از قوانین فراگیر و قطعی جهان هستی است که همه موجودات طعم آن را خواهند چشید و آن انتقال از دنیا به سرای جاودان آخرت است.<br><br>وقتی روح بدن را ترک می ‌کند، دیگر بازگشت ندارد. همه انسان ها ناگزیر باید مسیر زندگی را طی کرده و مرگ را تجربه کنند؛ حال برخی چنان دل به دنیا بسته اند که گویا مرگ فقط برای دیگران است و آنها فرصت دارند سالیان سال زندگی کنند و به تمام خواسته ها و آرزوهایشان برسند.<br><br>این نوشتار رابطه مرگ و آرزوها را از نگاه مولا علی (علیه السلام) تبیین می کند.<br><br>رابطه مرگ و آرزوها از نگاه امیرالمۆمنین (علیه السلام)<br>قال علی (علیه السلام): «مَن جَرى فى عِنانِ اَمَلهِ عَشر باِجلِهِ»(1) هر كسى كه به دنبال امیال و آرزوى خود شتاب كند اجلش پیش از آرزویش به او خواهد رسید.<br><br>منظور امام (علیه السلام) از جرى فی عنان امله: آرزو هاى دراز است كه موجب كم توجّهى به خداوند و مطالب بلند و لغزیدن به طرف مرگ است.<br><br>پس امام عنان و افسار را به آرزو تعبیر كرده و آن را به سواركارى كه افسار اسبش رهاست تشبیه نموده است. و لغزش به طرف اجل را از این باب فرموده كه آن را به چیزى كه باعث لغزش انسان مى‏شود از قبیل سنگ یا چوب تشبیه كرده است، و تمام این امور مجازها و تشبیه‏ هاى لطیف است. و قطعا كسى كه در اختیار آرزویش حركت مى‏كند، حركت او ناشی از نیروى شهوانى او است.<br><br>در این گفتار امام(علیه السلام) به کسانی که آرزوهای دراز دارند هشدار می دهد که به سبب این آرزوها از آنچه خدا از آنها خواسته غافل مى‏شوند و باید از خواب غفلت بیدار شوند و بفهمند كه آنچه از آنها خواسته شده، فرو رفتن در خواسته‏ هایشان نیست به این كه در پى تقاضاى خود حركت كنند. چون آرزوها و تقاضاهاى آنها ناگزیر زوال پذیر و موجب لغزش به طرف مرگى است كه براى حیوان حتمى است. پس شایسته است كه در پى آرزویى باشند كه بر اساس قرآن و سنّت خاتم پیامبران مطلوب است. (2)<br><br><br>نیكوكاران و پارسایان كه به دنبال امیال و آرزوهاى دور و دراز خود نمى‏ شتابند و به فكر عبادتند سعادت آخرت را می خواهند و مى‏ دانند كه بر هر قدمشان مرگ نهفته است و همین امر سبب شود كه به یاد خدا بوده و كمتر به دنبال امیال دور و دراز خود بروند.<br><br>یا ایشان در جای دیگر می فرمایند: «عند حضور الآجال تظهر خیبة الآمال»(3) با فرا رسیدن مرگ‏ها، پوچى و زیان آرزوها نمایان مى‏شود.<br><br>«عند هجوم الآجال تفتضح الأمانىّ و الآمال».(4) با هجوم مرگ‏ها، امیدها و آرزوها رسوا مى‏گردند.<br><br>وقتی که انسان از نظر فکری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت کند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمی دهد و در می یابد که در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنج ها، و روی آوردن به شادی ها انتقال پیدا خواهد کرد. <br><br>رابطه روزی و مرگ<br><br>اجل معلق انسان ها تا حد زیادی وابسته به اعمال آنهاست<br><br> <br>رابطه روزی و مرگ<br>«و قیل له علیه السلام: كیف الرّزق و الأجل. فقال علیه السلام: إنّ لك عند اللّه رزقا، و له عندك أجلا، فإذا وفاك ما لك عنده أخذ ما له عندك».(5)<br><br>به امام علی (علیه السلام) گفته شد: روزى و مرگ چگونه ‏اند فرمود: براى تو نزد خدا روزى معینى است و براى خدا هم نزد تو مهلت معینى است، هرگاه آنچه مال توست به تو داد، آنچه از خود نزد تو دارد، مى ‏گیرد.<br><br>قال علی(علیه السلام) : «إنّك لست بسابق أجلك، و لا مرزوق ما لیس لك» (6) به راستى كه از اجل و سرانجامت پیشى نخواهى گرفت و از آنچه روزى تو نیست بهره ‏مند نخواهى شد.<br><br><br>اسباب تعجیل و تأخیر مرگ<br>امام علی(علیه السلام)  یکی از اسباب تأخیر در مرگ را صله رحم می دانند؛ قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (علیه السلام) : «صلة الرّحم مثراة للمال و منسأة للأجل» (7) صله رحم، دارایى را فزونى بخشد و مرگ را به تأخیر اندازد.<br><br>البته بسیاری از مردم به سبب گناهان، مرگ خویش را پیش می اندازند؛ پیامبر (صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله) : «مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنوبِ اَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاَجَلِ وَ حَیاتُهُ بِالبِرِّ اَكْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمُرِ؛»(8)<br><br>مرگ انسان ‏ها در نتیجه گناهان، بیشتر از مرگ آنها در نتیجه فرا رسیدنِ اَجَل است و زنده ماندن انسان ‏ها درنتیجه نیكى ‏هایشان، بیشتر از زندگى كردنشان به خاطر باقى بودنِ عمر است.<br><br>از این گونه روایات استفاده می شود که اجل معلق انسان ها تا حد زیادی وابسته به اعمال خود آنهاست؛ لذا می توانند با شناسایی عوامل افزایش و کاهش عمر از طریق روایات اهل بیت (علیهم السلام)، زندگی خود را به گونه ای برنامه ریزی کنند که احتمال عمر طولانی را در مورد خود افزایش دهند.<br> <br>کلام آخر:<br>پس بهتر آن است که به دنبال آرزو های دراز و دست نایافتنی نرویم و خود را به دنیا وابسته نسازیم تا بتوانیم در هنگام مرگ شیرینی لقای خداوند و همنشینی با انبیاء و اولیاء را بر هر گونه متاع دنیوی ترجیح دهیم.<br><br>       <br>اى آنكه روانه سوى امیال شدى                                   با هر قدمت راهى اقبال شدى‏<br><br>    غافل مشو از مرگ كه در هر قدمت                                  نزدیك شود همان كه دنبال شدى<br><br><br>پی نوشت ها:<br>1ـ نهج البلاغه، حکمت19.<br>2ـ شرح بر صد كلمه أمیر المۆمنین و شرح شیوای عبد الوهاب بر سخنان أمیر المۆمنین، ص246.<br>3ـ غرر الحكم ،ح 6208.<br>4ـ غرر الحكم ، ح 6209.<br>5ـ جلوه های حکمت، سید اصغر ناظم زاده، ص9.<br>6ـ نهج البلاغه، نامه 72.<br>7ـ نهج البلاغه، خطبه 110.<br>8ـ مكارم الاخلاق، ص 362.<br> <br></p> Thu, 27 Jul 2017 08:15:29 UTC http://mehiblog.tarlog.com/comments/14/