مهدی بلاگ

مطالب شخصی
پیوندهای روزانه صفحه نخست
مدیر وبلاگ
mohammad ahmadi
درباره وبلاگ

مهدی بلاگ مطالب شخصی در موضوعات متنوع

نویسندگان
mohammad ahmadi (37)
پیوند ها
آمار
بازدید کل: 1621
بازدید امروز: 25
بازدید دیروز: 0
بازدید یک ماه اخیر: 255
بازدید ماه قبل: 592
آخرین بروزرسانی: 1396/12/5
تعداد پست ها: 37
تعداد پیوندهای روزانه: 0
تعداد نظرات: 0
برچسب ها
روانشناسی کودکان مرگ از نگاه امیرالمومنین علیه السلام ستایش خرد فروش موفق سرگرمی هزینه لیپوماتیک هزینه جراحی بلفاروپلاستی حکایت شیخ و مریدان بازار رودخانه کودکان مشاوره بازی هزینه جراحی غبغب موبایل اندروید ماوس مرگ فیلم لیپوماتیک غبغب کامپیوتر اپلیکیشن هوشع فیلم عمل پلک چشم سیستم ایمنی لیفت بینی بدون جراحی گیاهان دارویی سئو برداشتن غبغب با لیپوماتیک بیماری مغزی فردوسی دقت ماوس مدیران موفق کم خونی آپلاستیک داستان موبایل بازاریابی محتوایی درمان طبیعی برامدگی پیشانی گوشی تلفن پاناسونیک ادبیات جک کامپیوتر رودخانه های خطرناک ادبیات شیخ فیلم جراحی پلک بالا زندگینامه ازرقی هروی مدگرایی پیشانی برجسته مدیریت برند تلفن های سانترال هزينه ليپوماتيك غبغب عدم تمرکز برندسازی مجدد آرزو تبیلیغات برندینگ یبوست هزینه جراحی استخوان پیشانی داستان زمانبتدی فروش لیپوماتیک در اهواز تکنولوژی نشخوار ذهنی فروش مد مدگرایی فروشنده تلفن هوشمند برنامه بازاریابی لیپوماتیک در تهران بورس لیفت بینی با نخ در اصفهان روانشناسی قیمت گن غبغب خواص نعناع گیاهان دارویی بلوغ ترانه آموریسم مغزی دختران و بلوغ شعر درمان برآمدگی پیشانی مارکتینگ عمر لپ تاپ لپ تاپ جراحی پلک پایین دختران مترجم ناشتوایان اندروید بواسیر سرگرمی مراقبتهای بعد از عمل افتادگی پلک هزینه جراحی پلک طنز عوارض لیفت بینی با نخ موفقیت اقتصادی روانشناسی برندینگ برند کوتاه قد خنده لطیفه ترفندهای کامپیوتر رازهای موفقیت مدیران رنگ مد سال اهمیت رنگ برندسازی خاکشیر افسردگی شعر فارسی ادبیات ناشنوایان محتوا ادبیات تغییر نام برند زندگینامه بزرگان مدیریت کم خونی عفونت دستگاه سانترال فروش سهام فناوری هزینه لیفت با نخ لیپوماتیک بازو طب سنتی لطیفه هزینه لیپوماتیک غبغب طنز مذهبی بیماری کم خونی آپلاستیک شاعر ایرانی ریزش بازار سلامتی جراحی پیشانی بلند انتخاب لباس ذهن کی لیپوماتیک انجام داده مراقبت بعد از عمل پلک ترفندهای کامپیوتر مد سال عفونت دستگاه ادراری فیلم لیفت بینی مکان های دیدنی سفر تمرکز مذهبی بازاریابی مد لیفت بینی گوشتی پوشش موفقیت در مدیریت درمان پیشانی ناندرتال بدون عمل موفقیت لیپوماتیک در اصفهان مشاوره جک قیمت لیفت بینی برندسازی راز موفقیت مدیران حکایت فروشندگان موفق عوارض لیپوماتیک غبغب زندگینامه هوشع نبی خاطره مسافرت بیماری گردشگری چرچیل نعناع درمان آنوریسم افزایش طول عمر لپ تاپ طرح بازاریابی عکس لیپوماتیک برندینگ و سئو طب سنتی بیماری درمان بیماری مدیران موفق روغن نعناع بازاریابی رابطه آرزو و مرگ فیلم لیپوماتیک شکم و پهلو درمان بیماری فیلم ساکشن غبغب خاطره چرچیل بازی کودکان درمان عفونت سنجاق سر تلفن های سانترال پاناسونیک فروشنده موفق بلوغ زودرس ویندوز بهترین جراح پلک در تهران شعر جراحی استخوان پیشانی
پربازدیدترین مطالب
:: مزایای دستگاه های سانترال و تلفن های پاناسونیک (15)
:: تغییر نام اپلیکیشن ها در اندروید (13)
:: رازهای موفقیت مدیران (11)
:: رازهای موفقیت مدیران (11)
:: انتخاب رنگ مد سال (11)
:: پوشش خانم های کوتاه قد (11)
:: بورس و ریزش بازارها (10)
:: لبخند بزن! (10)
:: طنزینه (10)
:: حکایت های شیخ و مریدان (10)
دسته ها
اجتماعی (4)
ادبیات (4)
اقتصادی (5)
آموزش (5)
بازاریابی (2)
برندسازی (2)
برندینگ (2)
پزشکی (4)
تحلیلی (7)
خدمات (2)
جاذبه های گردشگری (1)
درمان بیماری (3)
روانشناسی (4)
سرگرمی (8)
سفر (1)
سلامتی (6)
سیاسی (0)
شعر (2)
صنعت (0)
طب سنتی (2)
طنز (3)
فروش (2)
فناوری (2)
فیلم (0)
کامپیوتر (2)
کتاب (0)
گردشگری (1)
لطیفه (2)
مد (2)
مدیریت (2)
مذهبی (2)
موبایل (1)
موفقیت (2)
جراحی بینی (2)
لیفت صورت (4)
لیپوماتیک (3)
پروتز سینه (3)
جراحی فک (4)
تزریق بوتاکس و ژل (1)
پروتز باسن (0)
جراحی شکم (1)
لیپوساکشن (2)
لیفت ران (2)
جراحی چانه (3)
جراحی گوش (1)
نظرات مردم درباره لیپوماتیک (1)
لیفت با نخ (2)
لاغری موضعی با کویتیشن (1)
ماساژ درمانی (1)
جوان سازی پوست با رادیو فرکانسی (0)
لیزر موهای زائید (2)
تزریق چربی (2)
هایفو تراپی (2)
لاغری موضعی با کرایولیپولیز (2)
لاغری سریع با رژیم غذائی (1)
کرایولیپولیز (1)
میکرودرم ابریژن برای جوان سازی پوست (0)
طب سوزنی (1)
بزرگ کردن سینه با پروتز سینه (2)
افتادگی پوست بعد از لیپوماتیک (2)
بارداری بعد از لیپوماتیک (2)
شایعات و حقایق لیپوساکشن (1)
بیماری لیپودما و درمان آن (2)
لیپوماتیک کاهش سینه (1)
شکم آبجو چیست؟ (2)
مراقبت های قبل از لیپوماتیک (1)
اقدامات قبل و بعد از جراحی زیبائی شکم (2)
لاغری و پیکر تراشی (2)
ابدومینوپلاستی (2)
بایگانی
اسفند 1396 (5)
آذر 1396 (3)
آبان 1396 (4)
مهر 1396 (5)
شهریور 1396 (4)
مرداد 1396 (4)
تیر 1396 (4)
خرداد 1396 (4)
اردیبهشت 1396 (4)
حکایت های شیخ و مریدان

جمعه 7 مهر 1396 ساعت 12:0 ب.ظ

شیخ و مرید فرصت سوز
یکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا غذا میخوری؟
مرید گفت بلی.
شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟
مریدگفت بلی.
شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟
مرید گفت بلی.
شیخ شمشیر برکشید و مرید را به دو نیم کردندی. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که فرصت پ نه پ را از دست دهدندی…
مریدان جملگی کپ کردندی و هفت شبانه روز به همان منوال گذراندند.

 

شیخ و مریدان, حکایات شیخ و مریدان

اندر حکایت شیخ و مریدان

 
 شیخ و تعبیر خواب مرید
مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض کردند شیخا مریدت را دریاب که کابوسی دیدم بس عجیب.
فرمود : خوابت بگوی ببینم.
عرض کرد : در خواب بدیدم 3 غول به من حمله کردندی ، هر یک ز دو تای دگر فربه تر ، از چنگ هرکدام که رهیدم به دام دوتای دگر فتادم.
شیخ فرمود : آن سه غول قبض آب و برق و گازت باشند که در خواب هم رهایت همی نکنند.
و مریدان بیهوش گشتندی.

 

شیخ و مریدان, حکایات شیخ و مریدان

حکایت های شیخ و مریدانش

 
شیخ و اینترنت
شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟
فرمود : به زنبور بی عسل.
عرض کردند : یا شیخ ، اینکه قافیه نداشت.
فرمود : واقعیت که داشت .
و مریدان رم کردندی و به صحرا برفتندی.

 

شیخ و مریدان, حکایات شیخ و مریدان

داستان شیخ و مریدان

 
شیخ و گوسفند
روزی شیخ از بازار گذر کردی ، گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشت. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.

و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.

 

شیخ و مریدان, حکایات شیخ و مریدان

داستان شيخ و مريدان جدید

 
شیخ و سوال مریدان
روزی مریدان نزد شیخ رفتند و از او پرسیدند:
یا شیخ! فیلترینگ بدتر است یا کم بودن پهنای باند؟
شیخ نگاه معنی‌ داری به آنها کرد و فرمود:
هیچکدام! چیزی در اینترنت هست که از هر دوی اینها بدتر و اعصاب خردکن تر است!
مریدان با حیرت به شیخ نگریستند و فرمودند:
یا شیخ! از فیلترینگ بدتر چیست؟
شیخ فرمود:
.
.
“مشاهده این لینک تنها برای اعضا سایت امکان پذیر است. برای ثبت‌ نام اینجا کلیک کنید”!
بعد از این سخن، مریدان نعره‌ها زدند و خشتک ها دریدند
و لپ‌ تاپ‌ های خود را به زمین کوبیدندی
فغان کشان به رشته کوهای آلپ پناه بردندی!!‬

 

شیخ و مریدان, حکایات شیخ و مریدان

داستان شيخ و مريدان جدید

شیخ و حال خراب مرید
مریدی «تگری زنان» نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.
شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟
عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.
شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.
و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته





برچسب ها: حکایت , حکایت شیخ و مریدان , شیخ , ادبیات , داستان ,
نوشته شده توسط mohammad ahmadi (10 بازدید) (0 نظر)



داستانی از چرچیل

چهارشنبه 29 شهریور 1396 ساعت 11:58 ق.ظ

چرچیل سیاستمدار بزرگ انگلیسی در کتاب خاطرات خود مینویسد:


زمانیکه پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچه های قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند. وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم. پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم؛ واقعا که مایه ی شرم است که از سه پسر بچه ی پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر میکردم پسر من باید زرنگ تر از اینها باشد ولی ظاهرا اشتباه میکردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!


چرچیل می نویسد وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی میتوانم از پسشان بر بیایم. آنها را تنها گیر می آورم و حسابشان را میرسم اما بعد گفتم نه آنها دوباره با هم متحد میشوند و باز من را کتک می زنند. ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آنها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم: هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آنها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلاتها را از من گرفتند و تشکر کردند. من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آنها را خجالت زده کرده بود.

پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه میرفتیم و با هم برمی گشتیم. به واسطه ی دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب می بردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچکس جرات نمی کرد با من بحث کند.


روزی قضیه را به پدرم گفتم. پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت: آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟ یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان و عصبانی و انتقام جو. اما امروز تو چه داری؟! یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند.


دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر!

 

منبع: dastanak.8tag.ir




برچسب ها: ادبیات , داستان , خاطره , خاطره چرچیل , چرچیل ,
نوشته شده توسط mohammad ahmadi (10 بازدید) (0 نظر)





خوراک مطالب   خوراک پیوندهای روزانه   خوراک نظرات POWERED BY TARLOG.COM